دقت کردی؟

 




دقت کردی؟

گاهی... جای رحمت میشویم زحمت

جای محرم میشوم مجرم

جای ژست میشویم زشت

جای یار میشویم بار

جای قصه میشویم غصه

جای زبان میشویم زیان و....

پس زیادی به خودمان مغرور نباشیم چون با یک نقطه جابجا میشویم




موضوعات مرتبط: اجتماعی
[ یک شنبه 19 شهريور 1391 ] [ 1:18 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

مناجات ونیایش

 

ای خداوند
به علمای ما مسولیت
و به عوام ما علم
و به مومنان ما روشنایی
وبه روشنفکران ما ایمان
وبه فهمیدگان ما تعصب
وبه زنان ما شعور 
وبه مردان ما شرف
وبه پیران ما آگاهی
وبه جوانان ما اصالت 
وبه اساتید ما عقیده 
وبه دانشجویان نیز عقیده
وبه خفتگان ما بیداری
وبه دینداران ما دین
و به نویسندگان ما تعهد
وبه هنرمندان ما درد
و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف
و به ناامیدان ما امید 
و به ضعیفان ما نیرو 
و به محافظه کاران ما گستاخی
وبه نشستگان ما قیام 
وبه راکدان ما حیات
و به مردگان ما تکان 
و به کوران ما نگاه
و به خاموشان ما فریاد
وبه مسلمانان ما قرآن
و به شیعیان ما علی 
و به فرقه های ما وحدت 
و به حسودان ما شفا
وبه خودبینان ما انصاف
و به مجاهدان ما صبر
و به مردم ما خود آگاهی

وبه ملت ما همت
تصمیم.استعداد. فداکاری. شایستگی ونجات و عزت ببخش




موضوعات مرتبط: مناجات ونیایش
[ جمعه 17 شهريور 1391 ] [ 7:53 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

جملات قشنگ و به یاد ماندنی

 به قدرت بی‌کران خداوند ایمان داشته باشیم و با خود تکرار کنیم که "من لیاقت بهترین‌ها را دارم و با لطف خدای بزرگ به آنها خواهم رسید.

 ************************

بسیار دعا كن ; زیرا دعا كلید هر رحمتى است و مایه روا شدن هر حاجتى.

و آنچه نزد خداست جز با دعا به دست نمى آید. هیچ درى نیست كه بسیار كوبیدهشود مگر آن كه بزودى به روى كوبنده باز گردد.



موضوعات مرتبط: جملات الهام بخش برای زندگی
[ جمعه 17 شهريور 1391 ] [ 7:39 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

دو داستان زیبای آموزنده

 دو داستان زیبای آموزنده

عکس

روزی لیلی از علاقه شدید مجنون به او و اشتیاق بیش از پیش دیدار او با خبر شد

پس نامه ای به او نوشت و گفت

“اگر علاقه مندی که منو ببینی ، نیمه شب کنار باغی که همیشه از اونجا گذر میکنم باش”

مجنون که شیفته دیدار لیلی بود چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست .

نیمه شب لیلی اومد و وقتی اونو تو خواب عمیق دید …

از کیسه ای که به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و کنار مجنون گذاشت و رفت

مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود آهی کشید و گفت :

“ای دل غافل یار آمد و ما در خواب بودیم . افسرده و پریشون به شهر برگشت”

در راه ، یکی از دوستانش اونو دید و پرسید : چرا اینقدر ناراحتی؟!

و وقتی جریان را از مجنون شنید با خوشحالی گفت : این که عالیه !

آخه نشونه اینه که ،لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره !

دلیل اول اینکه : خواب بودی و بیدارت نکرده!

و به طور حتم به خودش گفته : اون عزیز دل من ، که تو خواب نازه پس چرا بیدارش کنم؟!

و دلیل دوم اینکه : وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت

پس برات گردوگذاشته تا بشکنی و بخوری !

مجنون سری تکان داد و گفت : نه ! اون می خواسته بگه :

تو عاشق نیستی ! اگه عاشق بودی که خوابت نمی برد !

تو رو چه به عاشقی؟ بهتره بری گردو بازی کنی!

چگونگی و کیفیت افراد ، وقایع و یا سخنان دیگران

به تفسیر ی است که ما ، از  آنها می کنیم ، و چه بسا که  حقیقت ، غیر ازتفسیر ماست .

قضاوت همیشه آسانست ، اما حقیقت در پشت زبان وقایع  نهفته است .

 

داستان آموزنده (آهنگر خدا شناس)

آهنگری بود که پس از گذران جوانی پر شر و شور،تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سالها با علاقه کار کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگیش چیزی درست به نظر نمی آمد، حتی مشکلاتش مدام بیشتر می شد!
روزی دوستی به دیدنش آمده بود پس از اطلاع از وضعیت دشوارش به او گفت:
“واقعا عجیب است! درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مرد خدا ترسی بشوی، زندگیت بدتر شده. نمی خواهم ایمانت را تضعیف کنم اما با وجود تمام تلاشهایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده!”
آهنگر بلافاصله پاسخ نداد. او هم بارها همین فکر را کرده بودو نمی فهمید چه بر سر زندگیش آمده است!
اما نمی خواست سؤال دوستش را بدون پاسخ بگذارد، کمی فکر کرد و ناگهان پاسخی را که می خواست یافت.
این پاسخ آهنگر بود:
در این کارگاه، فولاد خام برایم می آورند که باید از آن شمشیر بسازم. میدانی چه طور این کار را میکنم؟ اول فولاد را به اندازه جهنم حرارت میدهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتک را بر میدارم و پشت سر هم به آن ضربه میزنم تا اینکه فولاد شکلی را بگیرد که میخواهم. بعد آن را در ظرف آب سرد فرو میکنم، بطوریکه تمام این کارگاه را بخار فرا می گیرد. فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله میکند و رنج می برد. یک بار کافی نیست، باید این کار را آن قدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست بیابم…
آهنگر لحظه ای سکوت کرد. سپس ادامه داد:
گاهی فولاد نمی تواند تاب این عملیات را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سرد باعث ترک خوردنش میشود. میدانم که از این فولاد هرگز شمشیر مناسبی در نخواهد آمد لذا آن را کنار می گذارم.
آهنگر باز مکث کرد و بعد ادامه داد:
می دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می برد. ضربات پتکی را که بر زندگی من وارد کرده پذیرفته ام و گاهی به شدت احساس سرما میکنم، انگار فولادی باشم که از آب دیده شدن رنج می برد. اما تنها چیزی که می خواهم این است:
“خدای من، از کارت دست نکش، تا شکلی که تو میخواهی، به خود بگیرم…
با هر روشی که می پسندی، ادامه بده،هر مدت که لازم است، ادامه بده…اما هرگز مرا به میان فولادهای بی فایده پرتاب نکن!”




موضوعات مرتبط: داستانک
[ پنج شنبه 16 شهريور 1391 ] [ 7:37 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

جملات قشنگ و به یاد ماندنی

[ پنج شنبه 16 شهريور 1391 ] [ 6:43 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

چرا در نماز حضور قلب نداریم؟


 
چرا در نماز حضور قلب نداریم؟

 پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: 
لا صلوة إلاّ بِحضور القلب؛۱ 
نماز، نماز نیست مگر به حضور قلب. 

لَما رَأی العابثَ فی صلاته لَو خَشَعَ قَلبُ هذا لَخَشَعَ جوارحه؛۲ 
هنگامی که پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم دیدند نمازگزاری بیهوده، اعضا و جوارحش را حرکت داده و آرامش ندارد، فرمود: این شخص اگر قلبش خاشع و متوجه خدا بود، اعضا و جوارحش هم آرام و بی حرکت می بود. 

رسول گرامی صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: 
إنَّ الله مُقبِلٌ عَلَی المُصَلّی ما لُم یَلتَفِت؛۳ 
همواره رحمت خدا متوجه و شامل شخص نمازگزار است تا وقتی که او متوجه خداست و چون توجه و حضور قلب نمازگزار به هم خورد، رحمت خدا هم از او قطع می گردد. 

امام باقر علیه السّلام فرمود: 
إذا قُمتَ فی الصلوةِ فَعَلیکَ بِالأقبالِ عَلی صَلاتِکَ فَانَّما یُحسَبُ لَکَ منها ما أقبَلتَ عَلَیهِ وَ لا تَعبَث فیها بِیَدکَ وَ لا بِرَأسکَ و ...؛۴ 
چون به نماز ایستادی پس بر تو باد توجه و حضور قلب، زیرا نماز به مقداری که با توجه خوانده شود قبول است پس با دست و سر و محاسنت بازی نکن و در افکار خود مشغول نشو، ضمن قیام با ادب کامل و بدنی آرام حضور قلب داشته باش و با کسالت و خواب آلودگی به نماز نایست که خدا نهی کرده است. 



موضوعات مرتبط: نماز
[ پنج شنبه 16 شهريور 1391 ] [ 6:38 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

خطای دید جالب (عکس)

 

وقتی چشم درست می‌بیند و مغز اشتباه می‌فهمد

گاهی اوقات آن چیزی که ذهن ما از تصاویر برداشت می‌کند، متفاوت با آن چیز در واقعیت است که به آن خطای دید می‌گویند که البته شاید نام خطای ذهن برای این تشخیص اشتباه، درست‌تر باشد.

اشکالی که در زیر می‌بینید همه دایره کامل و متحد المرکز هستند اما با طراحی خاصی که دارند ذهن ما نمی‌تواند به درستی آنها را تشخیص دهد و آنها شبیه به اشکال کج و معوج به نظر می‌رسند.



موضوعات مرتبط: دانستنی ها
[ پنج شنبه 16 شهريور 1391 ] [ 6:36 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

نماز برای رفع گرفتاری

نماز برای رفع گرفتاری
 از حضرت رضا ـ علیه السّلام ـ نقل شده است : چون گرفتاری شدیدی برایت پیش آید كه تو را غمگین سازد دو ركعت نماز بخوان، در ركعت اول فاتحه و آیه الكرسی، و در ركعت دوم فاتحه و سوره قدر. بعد قرآن را بر بالای سر بگذار و ده بار بگو:

«اللهم بحق من ارسلته الی خلقك و بحق كل آیه و بحق كل من مدحته فیه علیك و بحقك علیه و لا تعرف احدا اعرف بحقك منك».

پس ده بار بگو: «یا سیدی یا الله» ده بار «بحق محمد» ده بار «بحق علی» ده بار «بحق فاطمه» ده بار «بحق الحسن» ده بار «بحق الحسین» و همین طور تمام ائمه را می شمارد تا حضرت ولی عصر (عج). همانا از جای خود برنخاسته باشی تا حاجت تو روا شود، ان شاء الله.


موضوعات مرتبط: نماز
[ پنج شنبه 16 شهريور 1391 ] [ 6:34 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]
صفحه قبل 1 ... 97 98 99 100 101 ... 167 صفحه بعد