سخن پیامبر برای ناخن زنان و مردان

 

اخلاق و آداب مسلمانی

سخن پیامبر برای ناخن زنان و مردان 

دین - ناخن، عضوی از بدن است که نیاز به بهداشت و مراقبت ویژه ای دارد. در احادیث رسیدگی به ناخن و گرفتن آن در روز جمعه سفارش شده است. به گزارش خبرآنلاین علت آن را در کتاب مفاتیح الحیاه می خوانیم.

رسول خدا (ص) به مردان می فرماید: ناخن هایتان را کوتاه کنید؛ ولی به زنان فرمود: بخشی از ناخن هایتان را نگه دارید که برای شما زینت بخش است.
امام باقر (ع) می فرماید: ناخن ها را کوتاه کنید چرا که موجب آلودگی است و فراموشی از آن ناشی می شود.
همچنین می فرماید: چیدن ناخن ها در روز جمعه از جذام، دیوانگی، پیسی و کوری نگه می دارد و اگر به چیدن نیاز ندارد اطراف آن را بتراش [بساب]؛

نیز می فرماید: هرکس روز جمعه ناخن هایش را بگیرد و سبیلش را کوتاه کند سپس بگوید: «بسم الله و بالله و علی سنه محمد و آل محمد»، در برابر هر یک پاداش فراوانی به او عطا می شود.

کتاب مفاتیح الحیات

 



موضوعات مرتبط: در محضر بزرگان
[ یک شنبه 22 مرداد 1391 ] [ 7:45 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

فرار 38 ساله مرد هندي از حمام! +عكس

 مردي هندي 38 سال است كه استحمام نكرده است.

 
«كايلش سينگ» 66 ساله كه لقب بدبوترين مرد جهان را دارد، گفت: از بسياري از افرادي كه روزانه استحمام مي‌كنند، شادتر هستم. 



به گزارش جهان به نقل از ايسنا، «كايلش» از سال 1974 ميلادي تصميم گرفت، استحمام نداشته باشد. همچنين در اين مدت موهاي خود را كوتاه نكرده كه اكنون طول آن به 182 سانتيمتر رسيد. 
«كايلش» كه صاحب شش دختر است، در جواني معتقد بود براي اين كه صاحب فرزند پسر شود بايد حمام نرود و موهاي خود را كوتاه نكند اما با اين كه متوجه شد اين باور اشتباه است، تصميم ندارد موهاي خود را كوتاه كند و حمام برود. 
خانواده اين مرد گفتند: تمام تلاش‌هاي اين مدت ما براي صرف‌نظر كردن او از اين تصميم كارساز نشد. حتي يك روز او را به نزديكي رودخانه‌اي برديم اما پا به فرار گذاشت و گفت كه ترجيح مي‌دهد بميرد تا اين كه حمام برود.


موضوعات مرتبط: خبر گزيده
[ یک شنبه 22 مرداد 1391 ] [ 7:38 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

داستانک؛ چه شمشیر زیبایی...

 جنگ سختی شروع شده بود.صدای به هم خوردن شمشیر ها برای لحظه ایی قطع نمی شد. حالا سرداران و سربازان در سپاه تن به تن می جنگیدند. یک سپاه حق بود و دیگری باطل.ابری از غبار روی بیابان مثل چادری بزرگ سایه افکنده بود.اسب ها شیهه می کشیدند و دنبال هم می دویدند.در آن میان امام علی(ع) با شجاعت شمشیر می زد و گاه دور خودش می چرخید و حریف می طلبید.ناگهان دشمنی فریاد زد : ای علی چه شمشیر زیبایی داری! کاش آن را به من می بخشیدی! و بلند خندید و سرش را به سویی دیگر چرخاند تا حریف پیدا کند که سایه ایی در پشت سرش دید.

علی(ع) بود که به او لبخند می زد. امام شمشیر خود را در مقابل او گرفته بود و گفت: بگیر٬ این شمشیر را به تو بخشیدم!
مرد نزدیک بود از تعجب شاخ در بیاورد.رنگش پرید و عرق سردی بر پیشانی اش نشست. می دانست امام از روی دوستی شمشیرش را به سویش دراز کرده است. مرد عقب عقب رفت. امام هنوز لبخند می زد.مرد پرسید: از تو تعجب می کنم که می خواهی در چنین هنگامی شمشیرت را به من هدیه کنی!
علی (ع) گفت‌: مگر نه این است که تو دست خواهش به سوی من دراز کردی. از جوانمردی به دور دیدم که تو را محروم کنم!
مرد طاقت نیاورد و بی اختیار دوید و خودش را به پاهای علی انداخت.پاهایش را بوسید و با بغض گفت: من به دین شما ایمان اوردم. حتما دین شما است که خوبی را به شما یاد داده است. من بنده ی چنین دینی هستم. و مسلمان شد و سپس به سپاه امام علی پیوست. 

منبع:
ارشاد القلوب دیلمى، ص 139. 
 
 



موضوعات مرتبط: داستانکداستانهای عبرت آموزعترت
[ یک شنبه 22 مرداد 1391 ] [ 7:10 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

به بهانه روز خبرنگار

  افسران - کاریکاتور/ بمب خبری! به مناسبت روز خبرنگار

هرچند نگاشتن واطهار نظر نمودن در باره صاحبان قلم واندیشه در عرصه اطلاع رسانی ورسانه کار چندان سهل وساده ای نیست اما به رسم وظیفه وبه جهت قدردانی از زحمات این قشر بی ریا وزحمتکش وپاسداشت این روزبزرگ چند سطور را تقدیم میکنم.

 

خبر نگار وخبر نگاری کسوتی شریف حساس خطرناک وبسیار پرزحمت ومشقت است .

 

شریف به این جهت که با اذهان و افکارعمومی مردم سروکار دارد وبه نوعی افکار عمومی را هدایت وخط دهی میکند که اگر در این زمینه اصول اخلاقی ورسانه ای را نادیده بگیرد وخدای نکرده دچار خطای هاله ای وسوگیری شود هم به حیثیت خود وهم به اعتماد عمومی وحدت ملی صدمات غیر قابل جبرانی وارد میکند

حساس از آن جهت که به حیثیت وآبروی جامعه سروکار دارداو میتواند با قلم ونوشته خود مفاهیم کلان را خرد ومفاهیم خرد را کلان جلوه دهد و بایک خبر قادر است عزیزی را ذلیل وذلیلی رایک شبه به اوج شکوه وعزت برساند پس بسیار حساس است.

اما خطرناک به این جهت که از طرفی اعتقادات وآموره های اخلاقی ورسانه ای خبر نگاران را به ترسیم وانعکاس حقایق وواقعیات دعوت میکند واز سو ی دیگرخبرنگار برای انعکاس چنین خبری باید ریسک خطر حضور فوری وسریع را در صحنه ها وحوداث واتفاقات گوناگون و خطرناک را بپذیرد

وپر مرارت وزحمت بدین سبب که در جوامع کمتر توسعه یافته تا زمانی که خبر با منافع ومصالح فرد یا گروهی یا تشکیلاتی تضاد وتناقضی نداشته باشدخبرنگار فردی مورد احترام وراستگو وصدیق است واگر روزی خبری ذره ای بر خلاف میل واراده ی سمت یا پست و مقام وجایگاه فرد یا حزب ودسته ای باشد سیل اتهامات و تخریب وتهدیدها به سمت خبرنگار و خبرگزاری سرازیر میشود

پس کسی در این عرصه موفق است که بتواند در عین حالی که به آموزه های دینی واخلاقی پایبندباشد  وبرای رضایتمدی خالق وتنویر افکارعمومی مردم اطلاع رسانی کند شرافت و حیثیت وحساسیت این مسولیت بزرگ را درک کرده ورنج وزحمت ومرارتهای موجود را به جان خریده ودر این راه با انصاف وجدان وغیرت وتوکل گام بردارد (با همه اینها  روزتان مبارک)

 

 لب تشنه ی خبر را سیراب چون توان کرد      جز  با  می  خبر  از جام  خبرنگاران

تلخ است و  گاه  شیرین کار خبر   ولیکن      شیرین  ز کام  مردم  کام خبرنگاران

بی ادعا   و   دانا  در   انجمن  نشینند          کس  بر  زبان  نیارد  نام  خبرنگاران

تا باخبر   ز  ایام   گردند   خواب  و  بیدار        بی خواب گشته روز و شام خبرنگاران

این توسن  زمانه  کین گونه سرکش آید        جز   با   قلم  نگردد  رام  خبرنگاران

(شیدا) چو صارمی گشت از راز عشق آگاه    زد  پرچم   شرف بر بام  خبرنگاران       

 

   شعر خبرنگاران از عیسی پاشاپور   -  ارادتمند- حسن نارنج پور91/5/18



موضوعات مرتبط: ديدگاههاي مدير وبلاگ
[ چهار شنبه 18 مرداد 1391 ] [ 6:7 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

حکایتی جالب از توحیدآیت الله بروجردی

 

مطهری

ایت الله بروجردی :زشت است در هفتاد سالگى، خودم براى خودم تدبیر بكنم

 استاد شهید مطهری می گوید:

داستانى الآن یادم افتاد، دریغ است كه آن را نگویم، یكى دو بار دیگر هم یادم هست كه در سخنرانیها گفته‏ام. مربوط به مرحوم آیة اللّه بروجردى (اعلى اللّه مقامه) است. قبل از اینكه ایشان به قم بیایند، من از نزدیك خدمت ایشان ارادت داشتم، بروجرد رفته بودم و در آنجا خدمتشان رسیده بودم.

مردى بود در حقیقت با تقوا و به راستى موحّد. نگویید هر كس مرجع تقلید شد، البتّه موحّد هست. توحید هم مراتب دارد. بله، اگر به مقیاس ما و شما حساب كنیم، مراجع تقلید درجات خیلى بالاتر از توحید من و شما را دارند ولى وقتى كه من مى‏گویم «موحّد»، یك درجه خیلى عالى را مى‏گویم. او كسى بود كه اساساً توحید را در زندگى خودش لمس مى‏كرد، یك اتّكا و اعتماد عجیبى به دستگیریهاى خدا داشت. سال اوّلى بود كه ایشان به قم آمده بودند.

تصمیم گرفته بودند بروند به مشهد. مثل اینكه نذر گونه‏اى داشتند. در آن وقت كه بیمار شده بودند، آن بیمارى معروف كه احتیاج به جرّاحى پیدا كردند و ایشان را از بروجرد به تهران آوردند و عمل كردند و بعد به درخواست علماى قم به قم رفتند، در دلشان نذر كرده بودند كه اگر خداوند به ایشان شفا عنایت بفرماید، بروند زیارت حضرت رضا (علیه السّلام). بعد از شش ماه كه در قم ماندند و تابستان پیش آمد، تصمیم گرفتند بروند به مشهد. یك روز در جلسه دوستان و به اصطلاح اصحابشان طرح مى‏كنند كه «من مى‏خواهم به مشهد بروم، هر كس همراه من مى‏آید اعلام بكند»اصحابشان عرض مى‏كنند بسیار خوب، به شما عرض مى‏كنیم. یكى از اصحاب خاصّشان كه هم اینك یكى از مراجع تقلید است، براى من نقل كرد كه ما دور هم نشستیم كنكاش كردیم، فكر كردیم كه مصلحت نیست آقا بروند مشهد، چرا؟ چون آقا را ما مى‏شناختیم ولى در آن زمان هنوز مردم تهران ایشان را نمى‏شناختند، مردم خراسان نمى‏شناختند و به طور كلّى مردم ایران نمى‏شناختند، بنابراین تجلیلى كه شایسته مقام این مرد بزرگ هست، نمى‏شود، بگذارید ایشان یكى دو سال دیگر بمانند؛ براى نذرشان هم كه صیغه نخوانده‏اند كه نذر شرعى باشد، در دلشان این نیّت را كرده‏اند؛ بعد كه معروف شدند و مردم ایران ایشان را شناختند با تجلیلى كه شایسته ‏شان است، بروند. تصمیم گرفتیم كه اگر دوباره فرمودند، ایشان را منصرف كنیم. بعد از چند روز باز در جلسه گفتند: «از آقایان كى همراه من مى‏آید؟». هر كدام از دوستانشان حرفى زدند و بهانه‏اى تراشیدند. یكى گفت: اى آقا شما تازه از بیمارى برخاسته‏اید (آنوقت فقط اتومبیل بود و هواپیما نبود) ناراحت مى‏شوید، ممكن است بخیه‏ها باز شود. دیگرى چیز دیگرى گفت. ولى از زبان یكى از رفقا درز كرد كه چرا شما نباید به مشهد بروید. جمله‏اى گفت كه آقا درك كرد اینها كه مى‏گویند نرو مشهد، به خاطر این است كه مى‏گویند هنوز مردم ایران شما را نمى‏شناسند و تجلیلى كه شایسته شماست به عمل نمى‏آید.

 آن آقا براى من نقل مى‏كرد: آقا تا این جمله را شنید تكانى خورد (آن وقت ایشان هفتاد سال داشتند) و گفت: «هفتاد سال از خدا عمر گرفته‏ام و خداوند در این مدت تفضّلاتى به من كرده است و هیچیك از این تفضّلات، تدبیر نبوده است، همه تقدیر بوده است. فكر من همیشه این بوده كه ببینم وظیفه‏ام در راه خدا چیست؛ هیچ وقت فكر نكرده‏ام كه من در راهى كه مى‏روم ترقّى مى‏كنم یا تنزّل، شخصیّت پیدا مى‏كنم یا پیدا نمى‏كنم. فكرم همیشه این بوده كه وظیفه خودم را انجام بدهم؛ هر چه پیش آید، تقدیر الهى است. زشت است در هفتاد سالگى، خودم براى خودم تدبیر بكنم. وقتى كه خدایى دارم، وقتى كه عنایت حق را دارم، وقتى كه خودم را به صورت یك بنده و یك فرد مى‏بینم خدا هم مرا فراموش نمى‏كند؛ خیر، مى‏روم». و دیدیم این مرد از روزى كه فوت كرد، روز به روز خداوند بر عزّت او افزود.آیا آیة اللّه بروجردى- نعوذ باللّه- با خدا قوم و خویشى داشت كه مورد تفضّل و یا عنایت حق باشد؟ ابداً. امدادهاى الهى به افراد، به اجتماعات و به بشریّت، حسابى دارد.

منبع : مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى  ،ج‏3 ،ص 146 .



موضوعات مرتبط: در محضر بزرگانداستانهای عبرت آموز
[ چهار شنبه 18 مرداد 1391 ] [ 5:23 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

قبر انسان هر ‌روز 5 کلمه را فریاد می‌زند

 مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی یکی از برکات ماه رمضان را خواندن دعا و تلاوت قرآن دانست و گفت: یک غیبت مساوی است با هدیه 40 روز حسنات به فرد غیبت شونده!

وی ادامه می‌دهد: ما در مفاتیح در دعایی می‌خوانیم که خدایا برای تاریکی قبرم گریه می‌کنم. خدایا برای تنگی لحدم گریه می‌کنم. آخر زندگی انسان قرار گرفتن در قبور است و حدیث داریم که شبانه‌روز، قبر ما 5 کلمه را صدا می‌کند. قبر صبح به صبح می‌گوید: من خانه تنهایی تو هستم، برای خودت انیسی پیدا کن با انجام کار خیر!
 وی ادامه می‌دهد: قبر همچنین به ما می‌گوید که منم خانه تاریکی تو، یک چراغی برای خودت بفرست! می‌گوید: من خانه پر از کرم و عقرب توام، زهری بفرست تا کرم‌ها را بکشد!
 قبری که پر از عقرب بود
 این مدرس بزرگ اخلاق در ادامه اظهار می‌کند: در گذشته شخصی بود به نام حاج سعید حق‌گو، می‌گفت: در قم جنازه‌ای را بردیم تا دفن کنیم، قبر پر از عقرب بود و هرچه از آنها را می‌کشتیم باز هم در قبر می‌جوشیدند و در آخر خسته شدیم و جنازه را روی عقرب‌ها گذاشتیم و روی آن خاک ریختیم.

 



موضوعات مرتبط: در محضر بزرگاناحادیثعترت

ادامه مطلب
[ چهار شنبه 18 مرداد 1391 ] [ 4:21 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

«اصرار و پافشاری در درگاه الهی

آیت‌الله جاودان از علمای اخلاق تهران با اشاره به برخی دیدگاه‌ها پیرامون حد اصرار بر حاجت، گفت: اظهار احتیاج به درگاه الهی و اصرار بر آن ستوده شده، ‌به طوری که نوید برآورده شدن حاجت‌ها داده شده است.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، آیت‌الله محمدعلی جاودان در ادامه مباحث اخلاقی خود در ماه مبارک رمضان درباره «اصرار و پافشاری در درگاه الهی» نکاتی را بیان کرد که در پی می‌آید:
 صرار بر حاجت داشته باشیم یا نه؟
 عده‌ای اعتقاد دارند، همین که انسان از خدا خواسته خود را بخواهد کافی است، باید بقیه را به خدا سپرد و بگذاریم هر آنچه مقدر ما است، همان شود؛ این‌قدر به درب خانه خدا اظهار حاجت و اصرار نکنیم، چون خداوند کریم است و مهربان و هر چه صلاح ما باشد را به ما می‌دهد. چرا این‌قدر برای رسیدن به خواسته‌ها نذر می‌کنید و روی آن پافشاری می‌کنید؛ این کاری اشتباه است، ولی این برداشتی است که با معارف ما مخالف است. سیره حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین و بلکه بالاتر در کلمات این بزرگواران برخلاف این دیدگاه آمده است. دستوراتی که از ائمه اطهار رسیده است برخلاف آن چیزی است که آن عده گفته‌اند.
 *اصرار و پافشاری فقط به سوی او!
 از جمله این فرمایش حضرت باقر علیه‌السلام که فرمودند: «وَ اللَّهِ لَا یُلِحُّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی حَاجَتِهِ إِلَّا قَضَاهَا لَهُ»، به خدا سوگند بنده مؤمن در حاجت خود به خدای تعالی اصرار نمی‌ورزد، مگر اینکه خدای متعال حاجت او را بر آورده می‌کند»، این روایت نشان می‌دهد که نه تنها اظهار احتیاج به درگاه الهی کاری پسندیده است، بلکه اصرار بر آن نیز ستوده شده و در پی آن برآورده شدن حاجات نوید داده شده است. حضرت صادق علیه‌السلام فرمودند: «اِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ کَرِهَ إِلْحَاحَ النَّاسِ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ فِی الْمَسْأَلَةِ وَأَحَبَّ ذَلِکَ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ أَنْ یُسْأَلَ وَ یُطْلَبَ مَا عِنْدَهُ»؛ خدای تبارک و تعالی اینکه مردمان به یکدیگر اصرار و الحاح کنند، را دوست نمی‌‌دارد، اما این اصرار و الحاح را نسبت به خودش دوست می‌دارد.
 
همچنین حضرت صادق علیه‌السلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل کردند که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً طَلَبَ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حَاجَةً فَأَلَحَّ فِی الدُّعَاءِ اسْتُجِیبَ لَهُ أَوْ لَمْ یُسْتَجَبْ لَه»؛‏ خدا رحمت کند بنده‌ای را که حاجت خود را از خدا طلب می‌کند و بر آن اصرار می‌ورزد، مستجاب بشود یا نشود.

 



موضوعات مرتبط: احادیثعترت
[ چهار شنبه 18 مرداد 1391 ] [ 4:13 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

احاديثي از امام صادق (ع) درباره شبهاي قدر

ش باشگاه خبرنگاران شبهاي قدر از شبهاي پر فضيلتي است كه در كلام ائمه (ع) به اهميت آن بسيار تاكيد شده كه امام صادق (ع) نيز در اين باره احاديث بسياري نقل كرده اند كه برخي از آنها در ذيل آمده است.
شب سرنوشت‏ ساز
قال الصادق (عليه السلام):
راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:
آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مي شود.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8
 برترى شب قدر
كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر.

از امام صادق (عليه السلام) سوال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2
 تقدير اعمال
قال الصادق (عليه السلام):
التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مي ‏گيرد و تصويب آن

در شب بيست و يكم و تنفيذ آن در شب بيست‏ و سوم.وسائل الشيعه، ج 7 ص 259
به نقل از : چهل حديث روزه  / گردآورنده محمد حسين فلاح زاده/م

 



موضوعات مرتبط: حدیث برگزیدهاحادیثعترت
[ چهار شنبه 18 مرداد 1391 ] [ 3:59 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]
صفحه قبل 1 ... 104 105 106 107 108 ... 167 صفحه بعد