کاریکاتور

 



موضوعات مرتبط: کاریکاتور
[ چهار شنبه 3 خرداد 1391 ] [ 1:48 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

کلامی آموزنده از امیر المومنین علی (ع)

  مطلب بسیار آموزنده ای از كلام گهربار امام علی علیه السلام  :

خوشا به حال مؤمنی كه زندگی اش (برای یافتن بعضی از صفات نیك) مانند زندگی (معنی دار) سگ باشد، چون در این حیوان 10 خصلت نیكو وجود دارد:

1- سگ در میان مردم قدر و قیمتی ندارد و این حال مسكینان است.

2- سگ، مال و ثروت و ملكی ندارد، و این صفت مجردان است.

3- سگ، خانه و لانه معینی ندارد و هر كجا كه برود، رفته است و این حال متوكلان است.

4- سگ اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است.

5- سگ اگر از صاحب خود تازیانه بخورد باز هم در خانه او را رها نمی كند و این عادت مریدان است.

6- سگ، درشب تنها مدت كمی می خوابد و این حال دوستداران خداست.

7- سگ، با آن كه رانده می شود و ستم می كشد ولی وقتی او را صدا می زنند بدون دلگیری باز می گردد و این نشانه فروتنان است.

8- سگ، از خوراكی كه صاحبش به او می دهد، راضی است و این حال قانعان است.

9- سگ بیشتر اوقات ساكت و خاموش است، و این علامت خائفان است.

10- سگ، وقتی می میرد، از خود میراثی به جای نمی گذارد و این حال زاهدان است. (1)




موضوعات مرتبط: حدیث برگزیده
[ چهار شنبه 3 خرداد 1391 ] [ 1:29 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

  

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68834340028237003980.gif

 

 
 

رجب یعنی اشک توبه در قنوت 
خواندنش با نام غفار الذنوب
************
شعبان یعنی چشمها هم در رکوع
شرمگین از نام ستار العیوب
************
رمضان یعنی سر سجود و دل سجود
ذکر یارب یارب از عمق وجو
د

 
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68834340028237003980.gif


موضوعات مرتبط: اشعار
[ چهار شنبه 3 خرداد 1391 ] [ 1:16 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

فضیلت ماه رجب در کلام شهید مطهری


اصلًا اين ماه، ماه استغفار و توبه و عبادت است. حتى وارد شده است كه اگر كسى نتواند روزه اين ماه را بگيرد ذكرى وارد شده است كه روزى صد بار اين ذكر را بگويد به عنوان جبران روزه‏اى كه نتوانسته است بگيرد.

 

فضیلت ماه رجب در کلام شهید مطهری
به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ شهید مطهری معتقد است، ماه رجب ماه استغفار و عبادت و روزه است، ولی به خاطر تبدیل نام ماهها از شمسی به قمری این سنتها به کلی فراموش می شوند.

ایشان می فرمایند:

ماه مبارك رجب است. براى جمعه اول رجب يك سلسله اعمال وارد شده است و يك ارزشهايى كه ديگر اصلًا اين حرفها در ميان ما مطرح نيست. مصداق «قُلْ أَرَأَيْتُمْ انْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتيكُمْ بِماءٍ مَعينٍ» همينهاست. 

نام ماهها از قمرى تبديل مى‏شود به شمسى؛ انسان اول خيال نمى‏كند كه به دنبال خودش چه چيزهايى مى‏آورد. ما كه بچه بوديم، در منزل خود ما ـ من از هفت و هشت سالگى كاملًا يادم هست ـ اصلًا اينكه ماه رجب دارد مى‏آيد مشخص بود؛ مى‏گفتند يك هفته به ماه رجب مانده، پنج روز مانده، سه روز مانده، امشب احتمالًا اول ماه رجب است، برويم براى استهلال؛ مى‏رفتند براى استهلال، ماه را ببينند، شب اول ماه رجب است، اعمال ماه رجب را بجا بياورند. در مسجد كه جمع مى‏شدند، همه صحبت آمدن ماه رجب بود. ماه مبارك رجب و ماه مبارك شعبان پيش‏درآمدهاى ماه مبارك رمضان هستند. من از بچگى هميشه اين را مى‏ديدم، مرحوم ابوى ما و مرحومه والده ما غير از اول و آخر ماه رجب و غير از ايام‏البيض (يعنى سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم اين ماه كه اعمال بالخصوصى دارد و عمل معروفش به نام عمل «امّ داود» را ما آن زمان بچه بوديم بجا آورده بوديم، بعد بزرگ شديم فراموش كرديم؛ به تبع آن جوّى كه آن وقت وجود داشت، يعنى آب جارى‏اى كه در آن وقت بود، ولى وقتى كه آبى رفت و مخفى شد، ديگر كيست كه از نو آن را جارى كند) ايندو غير از روز اول و روز آخر و سه روز وسط، حداقل پنجشنبه و جمعه‏ها روزه بودند و بلكه مرحوم ابوى ما در بعضى از سالها دو ماه رجب و شعبان را پيوسته روزه مى‏گرفتند و به ماه مبارك رمضان متصل مى‏كردند، يعنى اين سه ماه را يكسره روزه مى‏گرفتند.

 اصلًا اين ماه، ماه استغفار و توبه و عبادت است. حتى وارد شده است كه اگر كسى نتواند روزه اين ماه را بگيرد ذكرى وارد شده است كه روزى صد بار اين ذكر را بگويد به عنوان جبران روزه‏اى كه نتوانسته است بگيرد.

 



موضوعات مرتبط: مناسبت ها

ادامه مطلب
[ چهار شنبه 3 خرداد 1391 ] [ 1:6 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

اوقات استجابت دعا

 اوقات استجابت دعا

امام صادق (ع) می‌فرماید:

دعا پیش از طلوع و غروب آفتاب سنت و دستوری است واجب و مسلم.

در روایتی دیگر از امام صادق (ع) درباره وقت دعا آمده است:

«سه وقت است که دعا در آن اوقات مستجاب است:

بعد از نماز واجب،هنگام آمدن باران،هنگام ظاهر شدن آیه و نشانه معجزه‌ای از طرف خدا برای بندگان خود.»

 



موضوعات مرتبط: حدیث برگزیده
[ پنج شنبه 28 ارديبهشت 1391 ] [ 5:2 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

ایستگاه استجابت دعا

استجابت دعا

 او نشست و باز هم نشست

روزها یکی یکی
از کنار او گذشت

***********
روی هیچ چیز و هیچ جا
از دعای او اثر نبود
هیچ کس/از مسیر رفت و آمد دعای او
با خبر نبود

***********
با خودش فکر کرد
پس دعای من کجاست؟/او چرا نمی رسد؟
شاید این دعا/راه را اشتباه رفته است!
پس بلند شد/رفت تا به آن دعا
راه را نشان دهد/رفت تا که پیش از آمدن برای او
دست دوستی تکان دهد
رفت
پس چراغ چار راه آسمان سبز شد
رفت و با صدای رفتنش
کوچه های خاکی زمین
جاده های کهکشان
سبز شد

******************
او از این طرف، دعا از آن طرف
در میان راه
باهم آن دو رو به رو شدند
دست توی دست هم گذاشتند
از صمیم قلب گرم گفت و گو شدند
وای که چقدر حرف داشتند

*
برفها
کم کم آب می شود
شب
ذره ذره آفتاب می شود
و دعای هر کسی
رفته رفته توی راه
مستجاب می شود

عرفان نظرآهاری




موضوعات مرتبط: عرفان نظر آهاری اشعار
[ پنج شنبه 28 ارديبهشت 1391 ] [ 4:44 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

در حوالی بساط شیطان

دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛فریب می فروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند.توی بساط همه چیز بود: غرور، حرص، دورغ و خیانت، جاه طلبی و ... هر کس چیزی می خرید و در عوض چیزی می داد.

بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی پاره ای از روحشان را. بعضی ها ایمانشان را و بعضی دیگر آزادگی شان را.
شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم را می داد. حالم را به هم می زد.دلم می خواست همه نفرتم را توی صورتش تف بکنم.
انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم، فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم. نه قیل و قال می کنم و نه کسی را مجبور می کنم چیزی از من بخرد. می بینی! آدم ها خودشان دور من جمع شده اند.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیک تر آورد و گفت: البته تو با اینها فرق می کنی. تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان، آدم را نجات می دهد. اینها ساده اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می خرند. از شیطان بدم می آمد. حرف هایش اما شیرین بود.گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت.ساعت ها کنار بساطش نشستم و تا اینکه چشمم به جعبه ای عبادت افتاد که لا به لای چیزهای دیگر بود .دور از چشم شیطان! آن را توی جیبم گذاشتم.با خودم گفتم: بگذار یه بار هم شده کسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد. به خانه آمدم و در کوچک جعبه عادت را باز کردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود.جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت.فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم، نبود! فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته ام.
تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم. می خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود.آن وقت نشستم و های های گریه کردم. اشک هایم که تمام شد، بلند شدم. بلند شدم تا بی دلی ام را با خودم ببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را.
و همان جا بی اختیار به سجاده افتادم و زمین را بوسیدم. به شکرانه قلبی که پیدا شده بود.
عرفان نظر آهاری

 



موضوعات مرتبط: عرفان نظر آهاری داستانک
[ پنج شنبه 28 ارديبهشت 1391 ] [ 4:35 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

داستان زیبا دزد و فقیر

شبی دزدی به خانه تهیدستی رفت، هر چه جست چیزی نیافت.

 

مرد فقیر بیدار بود، سر برداشت و گفت: برادر، من روز روشن در این خانه هیچ نیابم، تو در شب تاریک چه خواهی یافت؟

لطایف و حکایات سهل آبادی

منبع:روزنامه خراسان

 



موضوعات مرتبط: داستانک
[ پنج شنبه 28 ارديبهشت 1391 ] [ 12:0 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]
صفحه قبل 1 ... 116 117 118 119 120 ... 167 صفحه بعد