داستان مورچه و عسل – جالب

 


 عکس   داستان مورچه و عسل   جالب

مورچه ای در پی جمع کردن دانه های جو از راهی می گذشت

و نزدیک کندوی عسل رسید. از بوی عسل دهانش آب افتاد

ولی کندو بر بالای سنگی قرار داشت و هر چه سعی کرد

از دیواره سنگی بالا رود و به کندو برسد نشد.

دست و پایش لیز می خورد و می افتاد…

 

هوس عسل، او را به صدا درآورد و فریاد زد:

ای مردم، من عسل می خواهم، اگر یک جوانمرد پیدا شود

و مرا به کندوی عسل برساند یک «جو» به او پاداش می دهم.

یک مورچه بالدار در هوا پرواز می کرد. صدای مورچه را شنید و به او گفت:

مبادا بروی … کندو خیلی خطر دارد!

مورچه گفت: بی خیالش باش، من می دانم که چه باید کرد…!

بالدار گفت:آنجا نیش زنبور است.

مورچه گفت:من از زنبور نمی ترسم، من عسل می خواهم.

بالدار گفت:عسل چسبناک است، دست و پایت گیر می کند.

مورچه گفت:اگر دست و پاگیر می کرد هیچ کس عسل نمی خورد!!!

بالدار گفت:خودت می دانی، ولی بیا و از من بشنو و از این هوس دست بردار،

من بالدارم، سالدارم و تجربه دارم، به کندو رفتن برایت گران تمام می شود

و ممکن است خودت را به دردسر بیندازی…

مورچه گفت:اگر می توانی مزدت را بگیر و مرا برسان،

اگر هم نمی توانی جوش زیادی نزن.

من بزرگتر لازم ندارم و از کسی که نصیحت می کند خوشم نمی آید!

بالدار گفت:ممکن است کسی پیدا شود و ترا برساند

ولی من صلاح نمی دانم و در کاری که عاقبتش خوب نیست کمک نمی کنم.

مورچه گفت: پس بیهوده خودت را خسته نکن.

من امروز به هر قیمتی شده به کندو خواهم رفت.

بالدار رفت و مورچه دوباره داد کشید:

یک جوانمرد می خواهم که مرا به کندو برساند و یک جو پاداش بگیرد.

مگسی سر رسید و گفت:

بیچاره مورچه! عسل می خواهی و حق داری، من تو را به آرزویت می رسانم…

مورچه گفت: آفرین، خدا عمرت بدهد. تو را می گویند حیوان خیرخواه!!!

مگس مورچه را از زمین بلند کرد و او را دم کندو گذاشت و رفت…

مورچه خیلی خوشحال شد و گفت: به به، چه سعادتی، چه کندویی، چه بویی،

چه عسلی، چه مزه یی، خوشبختی از این بالاتر نمی شود،

چقدر مورچه ها بدبختند که جو و گندم جمع می کنند

و هیچ وقت به کندوی عسل نمی آیند…!

مورچه قدری از اینجا و آنجا عسل را چشید و هی پیش رفت

تا رسید به میان حوضچه عسل،

و یک وقت دید که دست و پایش به عسل چسبیده و دیگر نمی تواند از جایش حرکت کند…

مور را چون با عسل افتاد کار  / دست و پایش در عسل شد استوار

از تپیدن سست شد پیوند او  / دست و پا زد، سخت تر شد بند او

هرچه برای نجات خود کوشش کرد نتیجه نداشت. آن وقت فریاد زد:

عجب گیری افتادم، بدبختی از این بدتر نمی شود، ای مردم، مرا نجات بدهید.

اگر یک جوانمرد پیدا شود و مرا از این کندو بیرون ببرد دو جو به او پاداش می دهم !!!

گر جوی دادم دو جو اکنون دهم  /  تا از این درماندگی بیرون جهم

مورچه بالدار از سفر برمی گشت، دلش به حال او سوخت و او را نجات داد و گفت:

نمی خواهم تو را سرزنش کنم اما هوسهای زیادی مایه گرفتاری است…

این بار بختت بلند بود که من سر رسیدم ولی بعد از این مواظب باش

پیش از گرفتاری نصیحت گوش کنی و از مگس کمک نگیری.

مگس همدرد مورچه نیست و نمی تواند دوست خیرخواه او باشد…

 

 



موضوعات مرتبط: داستانک
[ پنج شنبه 28 ارديبهشت 1391 ] [ 11:53 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ نظر بدهید ]

نامه فوق العاده مردی به زنش

 

دنبال چي ميگردي دوست من ؟ :  

 


 عکس   نامه فوق العاده مردی به زنش

داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود! به شما اطمینان میدهم هیچ خواننده ای نمیتواند با یک بار خواندن آن را رها کند!

 

 

این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری میرود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور میشود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل …

جولیای عزیزم سلام …

بهترین آرزوها را برایت دارم همسر همربانم. همانطور که پیش بینی
می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها
می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو
را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرتی
حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان
خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها
که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند
محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که
قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند
نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم
“روبرتو”‌ که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته
و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند
تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات
مرا از تو دریافت کند وبه من برساند . با او همکاری کن تا جعبه
مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را
از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را
خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن, در رم مرا خواهد کشت
پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز‍
موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.
آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش
مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.

نامه را خواندید؟

اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید :

پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود

که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را بخواند. !   “یک خط در میان”

حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید

تا به اصل ماجرا پی ببرید!



موضوعات مرتبط: داستانک
[ پنج شنبه 28 ارديبهشت 1391 ] [ 11:27 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ نظر بدهید ]

گلهای بهار سبز شوشترپژمردند!

شوشتر در سوگ دو یار سفر کرده اشک ماتم ریخت(حسن زراعتکار وزهره افتخاری)



موضوعات مرتبط: گشتی درشهرخبر گزيده
[ چهار شنبه 27 ارديبهشت 1391 ] [ 12:28 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ نظر بدهید ]

حديث از فضايل حضرت زهراء (س) در منابع اهل سنت

 حديث 1:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«اذا كانَ يوْمُ القيامَةِ نادى مُنادٍ: يا اهْلَ الجَمْعِ غُضُّوا ابْصارَكمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَة».[1]

(روز قيامت يك صدائي بلند مي شود كه: اي مردم غضّ بصر كنيد كه فاطمة (س) مي خواهد عبور كند).

 

حديث 2:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

كنْتُ اذا اشْتَقْتُ الى رائِحَةِ الجنَّةِ شَمَمْتُ رَقَبَةَ فاطِمَة».[2]

(اگر به بوي بهشت اشتياق مي كردم فاطمه را بو مي كردم).

 

حديث 3:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«حَسْبُك مِنْ نساءِ العالَمين ارْبَع: مَرْيمَ وَاسية وَخَديجَة وَفاطِمَة».[3]

(از زنان عالم 4 نفر بهترين آنند: مريم و آسيه و خديجه و فاطمه (س)).

 

حديث 4:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«يا عَلِي هذا جبريلُ يخْبِرنِي انَّ اللّهَ زَوَّجَك فاطِمَة».[4]

(ياعلي، جبرئيل الآن به من خبر دادكه خدا فاطمه را به ازدواج تو درآورد).

 

حديث 5:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«ما رَضِيتُ حَتّى رَضِيتْ فاطِمَة».[5]

(هيج گاه راضي نشدم تا فاطمه راضي مي شد).

 

حديث 6:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«يا عَلِي انَّ اللّهَ امَرَنِي انْ ازَوِّجَك فاطِمَة».[6]

(يا علي، خدا به من دستور داد تا تو را به ازدواج فاطمه درآورم).

 

حديث 7:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«انّ اللّهَ زَوَّجَ عَليا مِنْ فاطِمَة».[7]

(خدا علي و فاطمه را به ازدواج درآورد).

 

حديث 8:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«احَبُّ اهْلِي الي فاطِمَة».[8]

(فاطمه محبوب ترين اهل من است نزد من).

 

حديث 9:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«خَيرُ نِساءِ العالَمين ارْبَع: مَرْيم وَاسية وَ خَدِيجَة وَ فاطِمَة».[9]

(سروران زنان عالم 4 نفرند: مريم و آسيه و خديجه و فاطمه).

 

حديث 10:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«سيدَةُ نِساءِ اهْلِ الجَنَّةِ فاطِمَة».[10]

(سرور زنان بهشت فاطمه است).

 



موضوعات مرتبط: حدیث برگزیده
[ سه شنبه 26 ارديبهشت 1391 ] [ 12:26 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ نظر بدهید ]

نماز، حضور قلب، آرامش (1)

اهميّت و فضيلت نماز

خوشا آنان كه اللّه يارشان بى          كه حمد و قل هو الله كارشان بى

خوشا آنان كه دائم در نمازند          بهشت جاودان بازارشان بى[1]

 

بى ترديد، در ميان عبادات و مسائل معنوى و ملكوتى، نماز از ارزش و اهميّت خاصّى بر خوردار است؛ به اندازه اى كه به نماز سفارش شده، به عبادت ديگرى سفارش نشده است. نماز وصيّت حضرت حق، انبيا، امامان، عارفان و عاشقان و حكيمان است. كتابى از كتاب هاى آسمانى حق، خالى از آيات مربوط به نماز نيست. از برنامه هاى بسيار مهّم كتاب هاى عرفانى و اخلاقى و مخصوصا كتب حديث، نماز است.

 نماز در زندگى و حيات انسان به اندازه اى ارزش دارد كه اولياى الهى براى يك لحظه از آن غافل نبودند و از هر راهى كه ممكن بود، ديگران را هم به اين عبادت ملكوتى تشويق مى كردند. نماز از چنان اهميّتى برخوردار است كه امامان معصوم (عليهم السلام) دستور مى دادند فرزندان خود را از شش ـ هفت سالگى با نماز آشنا و به انجام دادن آن تشويق كنيد؛ با اين كه در چنين سنى نماز واجب نيست. «معاويه بن وهب كه از بزرگان اصحاب امام ششم (عليه السلام) است، از امام مى پرسد: در چه زمانى، كودك خود را متوجه نماز كنيم؟ حضرت فرمود: «فيما بَيْنَ سَبْعِ سِنينَ وَ سِتِّ سِنينَ؛ در شش و هفت سالگى.»[2]

اين روايت شريف ما را متوجه اين نكته مى كند كه در اوّلين مرحله از سن كودك كه آماده تعليم و تربيت است (شش سالگى) او را متوجه نماز و ياد خدا كن و بذر اطاعت و بندگى حق تعالى را در وجودش بيفشان.

 نماز در بيان امامان معصوم (عليهم السلام) به ركن و اساس دين تعبير شده؛ به طورى كه اگر دينْ و مسلمانى بخواهد پابرجا و صحيح باشد، اساس و اصل آن نماز و ذكر خداست. امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد:

«الصَّلاةُ عَمودُ الدّينِ، مَثَلُها كَمَثل عمودِ الفُسْطاطِ اِذا ثَبَتَ العَمودُ ثَبَتَتْ الاوتادَ الاَطْنابُ، وَ اِذا مالَ العمودُ وَ انْكَسَرَ لَمْ يَثْبُتْ وَتَدٌ و لا طَنَبٌ؛ نماز ستون دين است، مَثَل آن همانند ستون خيمه است كه وقتى استوار باشد، ميخ ها و طناب ها پا برجاست، و هرگاه ستون آن كج و شكسته شود، هيچ كدام از آن ها استوار نمى مانند.»[3]

و بايد چنين باشد و ركن دين معرفى شود؛ چون عالى ترين نياز معنوى انسان، عبادت است و عالى ترين نوع عبادت، نماز. اين نماز است كه انسان را به سوى ملجأ و پناهگاه واقعى رهنمون مى شود.

 «لئون دنى»[4]، دانشمند روان شناس اروپايى مى گويد: «نيايش به درگاه خداى توانا، راز و نيازى را به سوى خدا و آفرينندهموجودات كه ملجأ و پناهگاه دل شكستگان است، معطوف مى دارد و با خضوع و فروتنى، درماندگى، ناتوانى و پريشانى خود را به آستان الوهيتش عرضه مى كند و با ستايش ذات پاك خداوندى اش، كوچكى و حقارت خود را بيان و از پيشگاه مقدسش بخشايش گناهان خود و شمول رحمت بى پايان او را درخواست مى كند».[5]

امام صادق (عليه السلام) فرمودند:

«اَوَّلَ ما يُحاسَبُ بِهِ العَبْدُ الصَّلوةُ، فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَله، و اِذا رُدَّتْ رُدَّ عَلَيهِ سائرُ عَمَلِهِ؛ اوّل چيزى كه انسان به آن محاسبه مى شود، نماز است؛ اگر پذيرفته شود، بقيّه اعمال او نيز پذيرفته مى شود، و اگر مردود گردد، ساير اعمال او نيز مردود مى گردد.»[6]

 و به سبب همين عظمت و جايگاه رفيع نماز است كه اولياى الهى در موقع نماز رنگشان تغيير مى كرد و اضطراب اين را داشتند كه اين امانت بزرگ الهى را به بهترين شكل انجام دهند.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هرگاه امام سجاد (عليه السلام) به نماز مى ايستاد، رنگش دگرگون مى شد و آن گاه كه به سجده مى رفت، تا عرق از سر و صورتش جارى نمى شد، سر از سجده بر نمى داشت.



موضوعات مرتبط: نماز
[ سه شنبه 26 ارديبهشت 1391 ] [ 12:19 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ نظر بدهید ]

توسل یک مسیحی به اباعبدالله الحسین(ع)

 شفا یافتن یک نوزاد مسیحی با توسل به اباعبدالله الحسین(ع) در بیمارستانی در بغداد بار دیگر معجزات ائمه اطهار(ع) را به اثبات رسانید.

 
به گزارش سرویس دینی جام نیوز، "کنعان"، نوزاد چهار ماهه مسیحی که بر اثر استنشاق هوای آلوده وغبارآلود روزهای اخیر شهر بغداد دچار خف
ی
            گی شده بود به صورت معجزه آسایی حیات دوباره خود را بازیافت.

 

پدر نگران وی که به همراه یکی از دوستان شیعه خود به بیمارستان "الراهبات" در منطقه الکراده بغداد مراجعه کرده بود با پاسخ منفی پزشکان نسبت به وجود علائم حیات در این نوزاد مواجه شد.
پس از شنیدن این خبر، پدر با چشمانی اشکبار رو به دوست مسلمان خود می کند و می گوید: «برادر من احمد، تو همیشه از امام حسین(ع) و کرامات و معجزات وی سخن به میان می آوردی، اینک از تو می خواهم برای شفای فرزندم به امام حسین(ع) متوسل شوی.» احمد نیز به خواسته دوست خود پاسخ مثبت داد و دست ها را بالا برد و گفت: «خداوندا به حق اشکان حسین(ع) و به حق مادر وی حضرت زهرا(س) به این نوزاد رحم کن، بارالها به حق محاسن آغشته به خون سیدالشهداء و به حق آنچه بر قلب شکسته وی گذشت قلب این مسیحی را نشکن.» لحظاتی پس از این دعا نوزاد مسیحی بار دیگر شروع به نفس کشیدن کرد و زندگانی خویش را بازیافت.
منابع خبری عراق اعلام کردند مرد مسیحی اسم فرزند خود را به «برهان الحسین» تغییر نام داده است. 



موضوعات مرتبط: در محضر بزرگان
[ سه شنبه 26 ارديبهشت 1391 ] [ 11:32 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ نظر بدهید ]

افزایش خطر دیابت با یک شیوه غلط در تغذیه

 دانشمندان معتقدند سریع غذا خوردن، نه تنها باعث سوء هاضمه، بلکه منجر به دیابت نیز می‌شود.

 

به گزارش سرویس علمی فناوری جام نیوز (10 may)، محققان می گویند افرادی که به سرعت غذا می‌خورند، دو  و نیم برابر بیشتر در معرض خطر دیابت می‌باشند.
دلیل این مطلب، می‌تواند این باشد که سریع غذا خوردن، باعث افزایش وزن می‌شود که همین امر از عوامل مهم ابتلا به بیماری دیابت است.


در این تحقیق، محققان 702 نفر را مورد تحقیق قرار دادند که شامل 234 فرد مبتلا به دیابت نوع 2 می‌شد. تمام این افراد، پرسشنامه‌ای درباره رژیم غذائی خود، سبک زندگی، تمرین ورزشی و مصرف سیگار پر کردند.
 

نتایج تحقیق نشان داد افرادی که سریع غذا میل می‌کردند، خطر ابتلای آنها به دیابت نوع 2، دو برابر و نیم بیشتر بود.
محققان ادعا می‌کنند این روند و خطر ابتلا، حتی با در نظر گرفتن عواملی همچون سابقه خانوادگی این بیماری، سیگار کشیدن، چاقی و غیره وجود دارد.
 

محققان معتقدند اپیدمی دیابت نوع 2، روز به روز در سرتاسر جهان در حال گسترش می‌باشد و بر اثر تعامل عوامل محیطی و ژنتیکی به وجود می‌آید.
به گفته این پژوهشگران، تشخیص عوامل خطرزا، برای کاهش این بیماری، بسیار مهم می‌باشد.


به گزارش میل آنلاین، هر چند محققان علت اینکه چرا سریع خوردن باعث دیابت نوع 2 می‌شود را، بیان نکرده اند، ولی چاقی همواره به عنوان یکی از دلائل اصلی این بیماری بوده است.
مطالعات قبلی نشان می داد افرادی که سریع غذا می‌خورند، بیشتر از دیگران غذا می‌خورند و احتمال ابتلاء به چاقی مفرط در آنان بیشتر می‌باشد.
 

متخصصان معتقدند از آنجایی که در هنگام غذا خوردن سریع، سیستم گوارشی، فرصت چندانی ندارد که به مغز علائمی مبنی بر پر شدن معده ارسال کند، همین امر باعث چاقی می‌شود.
بیش از 3 میلیون انگلیسی، در حال حاضر دچار دیابت می‌باشند و در پنج سال آینده این بیماری به میزان 50 درصد افزایش خواهد یافت. 
 

 

 



موضوعات مرتبط: تندرستی
[ سه شنبه 26 ارديبهشت 1391 ] [ 11:28 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ نظر بدهید ]

کاریکاتور: تفاوت هدیه روز زن و روز مرد

 



موضوعات مرتبط: کاریکاتور
[ سه شنبه 26 ارديبهشت 1391 ] [ 10:40 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ نظر بدهید ]
صفحه قبل 1 ... 117 118 119 120 121 ... 167 صفحه بعد