آیات منتخب(زنبور عسل)

 

وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ﴿سوره النحل آیه ۶۸﴾

ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿سوره النحل آیه ۶۹﴾

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غريزى] كرد كه از پاره‏اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته‏سازى] مى‏كنند خانه‏هايى براى خود درست كن (سوره النحل آیه ۶۸)

 

سپس از همه ميوه‏ها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مى‏آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مى‏كنند نشانه [قدرت الهى] است (سوره النحل آیه ۶۹)

 

 



موضوعات مرتبط:
[ جمعه 25 فروردين 1391 ] [ 7:0 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

عقابی پرید

 به گنجشک گفتند، بنویس: / عقابی پرید. عقابی فقط دانه از دست خورشید چید. عقابی دلش، آسمان، بالش از باد، / به خاک و زمین تن نداد. / و گنجشک هر روز / همین جمله‌ها را نوشت / و هی صفحه، صفحه / و هی سطر، سطر / چه خوش خط و خوانا نوشت/

picture.jpg

وهر روز دفتر مشق او را
معلم ورق زد 
وهر روز هم گفت: آفرین
چه شاگرد خوبی، همین

*ولی بچه گنجشک یک روز
با خودش فکر کرد:
برای من این آفرین‌ها که بس نیست!
سوال من این است
چرا آسمان خالی افتاده آنجا
برای عقابی شدن
چرا هیچ کس نیست؟

*
چقدر از "عقابی پرید"
فقط رونویسی کنیم
چقدر آسمان، خط خطی
بال کاهی
چرا پرکشیدن فقط روی کاغذ
چرا نقطه هر روز با از سر خط
چرا...؟
برای پریدن از این صفحه ها
نیست راهی؟

*
و گنجشک کوچک پرید
به آن دورها
به آنجا که انگشت هر شاخه ای رو به اوست 
به آن نورها
وهی دور و هی دور و هی دورتر
و از هر عقابی که گفتند مغرورتر
و گنجشک شد نقطه ای
نه در آخر جمله در دفتر این و آن
که بر صورت آسمان
میان دو ابروی رنگین کمان

عرفان نظرآهاری



موضوعات مرتبط: عرفان نظر آهاری اشعار
[ پنج شنبه 24 فروردين 1391 ] [ 5:24 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

هاچین و واچین، یه چینی بچین!

 گويي ز ازل، زير و زبر چينی بود/كليه اسباب بشر چينی بود

كليه كه گفته شد در اينجا، يعنی/از پای گرفته تا به سر چينی بود
يعنی كه ميان اين دو هرچيز كه هست/كتف و كمر و دل و جگر چينی بود

ای وای كه در مملكت پارسيان/هرچيز كه هست ازآن اثر، چينی بود
از هرچه بپرسيم كه اين مال كجاست/گويند مفيد و مختصر: چينی بود!
از راه هوايی و زمینی، كالا/يكسر برسد انر انر، چينی بود!
هرچيز كه شد خراب بعد از شش روز/هر بنجل زشت بی ثمر چينی بود
از پسته و زعفران و اشپل تا فرش/
اوج هنر و شق قمر چينی بود

هرچند كه تركی است «عشق ممنوع»/شد شايعه مادر سمر چينی بود!
فرداست كه معلوم شود اينجا هم/مادرزن «صابر ابر» چينی بود!
وقتي كه تو را گرفت گشت ارشاد/گفتم كه نيا مقر، مقر چينی بود!
ای تنگ نظر! تو نيز چشمت تنگ است/پس خلقت تو ز هر نظر چينی بود

تلخ است هنوز كام ملت، تلخ است/زيرا همه جا قند و شكر چينی بود
بال و پر اقتصاد ما را چين چيد/هرچند كه كل بال و پر چينی بود!

در كارگه كوزه گري رفتم دوش/ديدم دوهزار كوزه گر چينی بود! 
شد ريشه اشتغال در ايران خشك/
شايد كه شود قطع و تبر چينی بود
چينی كه مدام مي شكستی همه عمر/ديدی كه تو را شكست اگر چينی بود؟!

مثل بز گر به جان بازار افتاد/نبض شركا به دست هرچينی بود
گفتم كه چرا گله نشد آلوده؟/گفتی كه بلاشك بز گر چينی بود!
با قصه خر برفت سرگرم شديم/خرچينی و خر چينی و خر چينی بود!
اخبار دروغين همه جا را پر كرد/چون داخل بيست و سي خبر چينی بود
گفتيم كه مرگ بر ابرقدرت ها/گفتيد مگر كه آن ابر چينی بود!

گويند خدا تمام دنيا را ساخت/خاكم به دهن! خدا مگر چينی بود؟!

شاعر :ارمغان زمان فشمی



موضوعات مرتبط: اشعارطنز
[ چهار شنبه 23 فروردين 1391 ] [ 7:34 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

حقایقی زیبا درباره ی خدا


حقایقی <a href="http://tehrankids.com" >زیبا</a> درباره ی خدا

 

 خداوند اغلب اوقات به دیدن ما می آید ولی اکثر مواقع ما خانه نیستیم.
هر اتفاقی، بزرگ یا کوچک، وسیله ایست که از طریق آن خداوند با ما سخن می گوید و هنر زندگی دريافتن اين پيام هاست.
بخشی از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان، بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست.
خداوند هرکدام از ما را آنچنان دوست دارد که انگار فقط یکی از ما وجود دارد.
خداوند امروز به تو هدیه ای 86400 ثانیه ای بخشید، آیا یک ثانیه اش را استفاده کردی تا از او تشکر کنی؟
اگر دوست داری که خدا را بخندانی، نقشه هایی که برای آینده ات کشیده ای را به او بگو.
خوشایندترین و با استفاده ترین افراد، کسانی هستند که نگرانی در مورد قسمتی از مشکلات جهان را هم بر عهده خدا می گذارند.
ترجیح میدهم که با خدا در تاریکی قدم بزنم تا اینکه تنها در روشنایی راه بروم.
خداوند دنیا را کروی آفریده، تا ما قادر نباشیم خیلی جلوتر جاده را ببینیم.
 

 



موضوعات مرتبط: در محضر بزرگان
[ سه شنبه 22 فروردين 1391 ] [ 7:14 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

اولین ها...

اولین ها...

 

۱- اولین کسی که زره ساخت، حضرت داود(ع) بود.

۲- اولین کسی که توبه کرد، حضرت آدم(ع) بود.

۳- اولین کتاب آسمانی که از جانب خداوند نازل شد، صحف حضرت آدم(ع) بود.

۴- اولین کسی که علم حساب را وضع کرد، حضرت ادریس(ع) بود.

۵- اولین پیامبر دارای شریعت، حضرت نوح(ع) بود.

۶- اولین کتاب تفسیر قرآن، تألیف «سعید بن جبیر» بود.

۷- اولین مفسر قرآن کریم، حضرت علی(ع) بود.

۸- اولین کسی که پرچم برافراشت، حضرت ابراهیم(ع) بود.

۹- اولین کسی که به ربوبیت خداوند ایمان آورد، حضرت محمد(ص) بود.

۱۰- اولین بار چاپ قرآن در ایران، سال ۱۲۴۶ هجری قمری دوره قاجاریه با چاپ حروفی منتشر شد.

۱۱- اولین کسی که قرآن را اعراب گذاری کرد، «ابوالاسود دوئلی» بود.

۱۲- اولین بیمارستان در اسلام در دمشق سال ۸۸ هجری ساخته شد.

۱۳- اولین شخص از فلاسفه که اسلام اختیار کرد، فارابی بود.

۱۴- اولین پیامبری که خیاطی کرد، حضرت ادریس(ع) بود.

۱۵- اولین طفلی که شش ماهه به دنیا آمد وزنده ماند، حضرت یحیی(ع) بود.

۱۶- اولین کسی که قبا پوشید، حضرت سلیمان(ع) بود.

۱۷- اولین سوره ای که ترجمه شد،«سوره حمد» بود.

۱۸- اولین کسی که علم تجوید رابه رشته تحریر درآورد، «ابو عبید قاسم بن سلام» بود.

۱۹- اولین شخصی که قرآن را به زبان آلمانی ترجمه کرد، «سولومون شوایگر» بود.

۲۰- اولین ایرانی مسلمان، سلمان فارسی بود.

۲۱- اولین نشانه ظهور حضرت مهدی(عج) طلوع خورشید از مغرب است.

۲۲- اولین سجده شکر در اسلام، توسط حضرت علی(ع) انجام شد.

۲۳- اولین پیامبری که بر بنی اسرائیل مبعوث شد، حضرت موسی(ع) بود.

۲۴- اولین شخصی که موی سفید در محاسن او پیدا شد، حضرت ابراهیم(ع) بود.

۲۵- اولین کسی که شعر به عربی سرود، حضرت آدم(ع) بود.

۲۶- اولین شخص از یاران امام حسین(ع) که در روز عاشورا به میدان آمد، «عبدالله بن عمیر» بود.

۲۷- اولین شخصی که تیر به طرف لشکر امام حسین(ع) پرتاب کرد، «عمرسعد (لعنة الله علیه) » بود.

۲۸- اولین نفر از سپاه یزید که در روز عاشورا به امام حسین(ع) پیوست، «حرّبن یزید ریاحی» بود.

۲۹- اولین کسی که «بسم الله الرحمن الرحیم» نوشت، حضرت سلیمان(ع) بود.

۳۰- اولین جمله ای که حضرت آدم (ع) بر زبان آورد، «الحمد لله رب العالمین» بود.

 

 

 



موضوعات مرتبط: دانستنی ها
[ سه شنبه 22 فروردين 1391 ] [ 7:10 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

داستان های کوتاه » پیرزن و قصابی

 پیرزن و قصابی

 

 

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد.

یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم ….

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش … همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی مِخی نِنه ؟

پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده نِنه …..

قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فَقَط اّشغال گوشت مِشِه نِنه بدم؟

پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه!

قصاب اشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیره زن …..

اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟

پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟

جوون گفت اّره … سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره … سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟

پیرزن گفت: مُخُوره دیگه نِنه ….. شیکم گشنه سَنگم مُخُوره …

جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه … اینا رو برا بچه‌هام می‌خام اّبگوشت بار بیذارم!

جوونه رنگش عوض شد … یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن …

پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگرفته بُودی؟

جوون گفت: چرا

پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُوریم نِنه …

بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت.

 

 


موضوعات مرتبط: داستانک
[ سه شنبه 22 فروردين 1391 ] [ 7:7 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

خدا : بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را

  

وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزدیکم و دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت مى‏کنم پس [آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه یابند(۱۸۶ سوره بقره)

انسان همان‌گونه كه به غذا و آب و هوا محتاج است

انسان همان‌گونه كه به غذا و آب و هوا محتاج است به عبادت و دعا و مناجات با پروردگار خويش نيز نيازمند است و هيچ عاملي جز دعا و ذكر نمي‌تواند روح آدمي را آرام كند. ذكر و دعا، غذاي حقيقي روح و جان آدمي است و هر كس ناگزير است تمام نيازهاي مادي و معنوي خود را از راه دعا با پروردگار عالم در ميان نهد و از وي كمك بخواهد و خداوند متعال هم به یقین پاسخگوست چرا که صادق مطلق است و خود وعده داده بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را



موضوعات مرتبط: مناجات ونیایش
[ یک شنبه 20 فروردين 1391 ] [ 7:33 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

آیات منتخب(بهار)

 اِعْلَمُوا اَنَّ اللّهَ یحْیی الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَینّا لَکُمُ الاْیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛سوره حدید آیه 17

«بدانید خداوند زمین را پس از مرگ آن زنده میکند. ما آیات ]خود[ را برای شما بیان کردیم، باشد که بیندیشید.»

شکوفه های بهاری در شیراز



موضوعات مرتبط:
[ یک شنبه 20 فروردين 1391 ] [ 7:23 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]
صفحه قبل 1 ... 125 126 127 128 129 ... 167 صفحه بعد