نشانه های عسل واقعی...

به گزارش جهان، امین نور خدایی در آخرین نوشته از وبلاگ نور، حدیثی را ا امام صادق در مورد عسل آورده است:

امام صادق علیه السّلام به مسعدة بن صدقه درباره این آیه که «وَ أَوْحى‏ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ‏ ثُمَّ كُلی‏ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكی‏ سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنَّاس إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ‏  « و پروردگار تو به زنبور عسل وحى كرد كه از بعضی كوه ها و از برخى درختان و از آنچه به عنوان داربست استفاده مى‏كنند، خانه‏هایى براى خود درست كن،سپس از همه میوه‏ها بخور، و راه هاى پروردگارت را فرمانبردارانه، طی کن. [آنگاه‏] از درون [شكم‏] آن، آشامیدنى كه به رنگهاى گوناگون است بیرون مى‏آید.

 که در آن، براى مردم درمان و شفاء است‏ که همانا در این کار براى مردمى كه تفكر مى‏كنند نشانه [قدرت الهى‏] است.  نحل :  68» فرمودند : مراد از زنبور عسل ائمه هستند که خداوند به ایشان امر کرده است که برای(علم خود) خود شیعیانی(حاملانی) بگیرید مِنَ الْجِبالِ یعنی از عرب و مِنَ الشَّجَرِ یعنی غیر عرب و از بردگان آزاد شده‏ وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ‏ یعنی اولاد و برده‏هائى كه آزاد نشده‏اند اما دوستدار خدا و رسول و ائمه باشند...

 و شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ آشامیدنى كه به رنگهاى گوناگون است، انواع علم است كه ائمه به شیعیان خود مى‏آموزند كه‏ فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ‏ یعنى در آن علم شفا براى مردم است كه منظور از ناس شیعیان هستند دیگران خدا مى‏داند چه هستند.

 اگر آن طور كه مردم خیال می كنند آنچه که حقیقتا شفا می دهد منظور همان عسلى باشد كه مردم می خورند باید هر بیمار و مریضی که از آن مى‏خورد فورا شفا پیدا می کرد چون خداوند می فرماید: فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ در آن، براى مردم درمان و شفاء است و‏ هرگز خدا وعده خلاف نمى‏دهد.

 بلكه شفا در علم قرآن است بدلیل این آیه‏ وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ‏ « و ما آنچه را براى مؤمنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‏كنیم‏  اسراء : 82» پس قرآن شفا و رحمت است براى اهلش بدون شك و تردید و اهل قرآن ائمه هدى هستند كه در این آیه خداوند درباره ما فرموده است : ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا سپس این كتاب را به آن بندگان خود كه برگزیده بودیم، به میراث دادیم فاطر : 42.

 بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏24 ؛ ص112

 



موضوعات مرتبط: دانستنی ها
[ سه شنبه 2 آبان 1391 ] [ 8:23 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

اول آشـنـایـی

مـا را نــوه ای داد خـداونـد جـهـان دار

از لطف جهان گستر و از رحمت بسیار

زیـبـا پـسری مـثـل ِ گـل سرخ دل انگـیـز

نیکو اثـری مثـل عسل ، از مزه سرشار

بـا آمـدن ایـن نـوه ، در جـان و دل مـا

شوریّ و سروری شده مخصوص پدیدار

یارب تو خود از کودک ما دفع خطر کن

یارب تو خود این عائله را خوب نگه دار

الـبـتـه نگـفـتـم : پـدر و مـادر کـودک

گشـتـنـد صمـیـمـانه دریـن بـرهـه گرفتار

خواب است پسر، صبح که شد یکسره تا شب

اما سر ِ شب تـا بـه سحـر ، یکسـره بـیـدار

در جـیغ کشیـدن ، هـنـرش حـرف نـدارد

همسایـه ی ما هـم شده از قـصه خبردار

دیـروز ، فـرایـنـد خبر خوش تر ازین بود

بـا معـرکـه ی خـتـنـه کـنـان رفت کـلـنـجـار

کـم کـرد کـمـی وزن ، ولـی بـر اثـر ِ درد

مـی رفـت کـه بـالا بـرود از در و دیـوار

زخـم است کمـی پـایـه ی پـرگـار وجودش

سخت است ولـی پـر زدنش بـر سر ِ پرگار

حسّاس تـراز پیش شـد آن نقطـه ی حسّاس

مـی سـوخـت تمـام تنش از سوزش ادرار

هی جیغ زد و جیغ زد و جیغ زد و جیغ

البته ، سر ِهـرچـه پـزشک است و پرستار

از جـیـغ ِ بـنـفـشش هـمـه آبـی شـده بـودیـم

آبـی تـر از انـدیـشـه ی دریـاچـه ی اسـرار

لابـد بـه خـودش گفته ، چه دنیای غریبیست

ایـن عالـم ِ دهـشت زده ی پـست ِ دل آزار

تـا مـی رسـی از راه سـرِ گوش بریده ست

بی آن کـه بپـرسنـد ، چه اندازه ، چه مقدار

الـبـتـه ، خیال ِ خفنی نیست ، که در شرع

مـردان هـمـه هسـتـنـد ازیـن مسئله نـاچـار

ایـن سنت ِفـرخـنـده ی اسلام عـزیـز است

مـا تـابـع ِ فـرمان ِ خـدایـیـم دریـن کـار

امـروز ولـیـکـن ، شـده بـا خـتـنـه کـنـانـش

این کودک ده روزه سبک سیر و سبکبار

هم خنده به لب دارد و هم رقص در اندام

هـم مـی شکـنــد بـا دُم خـود فـنـدق ِ بسیار


((  لب هایتان پر از شکوفه ی لبخند ))

محمد روحانی ( نجوا کاشانی )



موضوعات مرتبط: اشعارطنزشعر
[ دو شنبه 1 آبان 1391 ] [ 1:24 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

شعر طنز /دونگ یی!!

شیخ   ما    رفت   روی    منبر     شهر

گفت موضوع وعظمان "دونگ یی" ست!!


همه    فریاد    شوق    سر  دادند

تا که دیدند داستان دونگ یی ست


گفت  :  هر کس که  کار نیک   کند

یار او در دو تا جهان دونگ یی ست!


خوب رو  ،  خوش صدا  ،   کمر باریک

ریزبین! ، ناز و مهربان دونگ یی ست


منبع     نفرت      زنان      شمال  !

عشق مردان زاهدان دونگ یی ست


شیخ داد این چنین ادامه که "قند"!! 

مثل حلوای اردکان دونگ یی ست!


گفت : لا مصب او عجب چیزی ست!

عشق هر پیر و هر جوان دونگ یی ست(در این لحظه چند نفر به نشانه ی اعتراض صحنه رو ترک کردن!)


حرف  " سوســــــانو "    را    نباید    زد  ...

چون که او خربزه ست و نان دونگ یی ست!


در     مقام     قیاس    ،      اهل      کره

همگی چون تن اند و جان دونگ یی ست


گیر    اگر    داد   ،     ول     نخواهد    کرد

پونگ سان*  زمان، همان دونگ یی ست


توی   این   روزگار   پست   و   کثیف

بهترین یار،بی گمان، دونگ یی ست


دفتر    مشقٍ   عشق    پایان    یافت

قصه البته همچنان دونگ یی ست...!!

منبع تصویر :korean.plogger.ir‏ 


ـــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:

* به کره ای یعنی سگی که اگر طعمه اش رو بگیره به هیچ وجه ولش نکنه!




موضوعات مرتبط: شعر
[ جمعه 28 مهر 1391 ] [ 1:50 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

کاریکاتور

 

 



موضوعات مرتبط: کاریکاتور
[ جمعه 28 مهر 1391 ] [ 1:33 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

خطای دید باور نکردنی!

  به نقاط مختلف تصویر زیر نگاه کنید.

خطای دید باور نکردنی! (21)


 مطمئناً متوجه رقص تصویر شده اید! 

تصویر کاملاً ثابت است و این خطای دید شماست!



موضوعات مرتبط: چستان ومعما
[ جمعه 28 مهر 1391 ] [ 1:21 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

انواع زوجها

 زوج خوشبخت : زن لال ـ مرد کر 
زوج غریبه : زن کارمند ـ مرد کارمند
زوج مبارز : زن با سواد ـ مرد بیسواد
زوج با تفاهم : زن زشت ـ مرد زشت
زوج شکاک : زن خوشگل ـ مرد خوشتیپ
زوج بدبخت: مرد بی پول - زن پولدار
زوج ایده آل: پیدا نمی شود!
زوج عاقل: زن مجرد - مرد مجرد!!



موضوعات مرتبط: اشعارطنز
[ جمعه 28 مهر 1391 ] [ 1:0 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

شعر علی انسانی برای ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س)

 نتشار:

۱۳:۱۱ - ۱۳۹۱/۷/۲۶|نسخه چاپی
امتیاز به این مطلب:
6 )
 
 

 

شعر علی انسانی برای ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) 

دین - علی انسانی، شاعر و مداح اهل بیت، شعر زیر را درباره ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا (که درود خداوند بر آنان باد) سروده است.

امشب خدا لطف نهان خود هویدا می‌کند
امشب تفاخر فرش بس بر عرش أعلا می‌کند
امشب دو تا را جفت هم، از صنع یکتا می‌کند 
یعنی علی ماهِ رخ زهرا تماشا می‌کند
با چشم دل در صورت او سیر معنا می‌کند 
امشب حسد بر خاکیان، بی حد برند افلاکیان
خندان چمن؛ رقصان دمن؛ خوشدل زمین؛ خرم زمان
در دست اسرافیل بین، صورش شده ساز و دُهُل
با نور، دعوتنامه بفرستاده هادیّ سُبُل
امضا، ز ختم المرسلین؛ گیرندگان، خیل رُسل
هر کس که آید همرهش نی دسته گل؛ یک باغ گل
در آمد و شد اولیا، در رفت و آمد انبیا
ای غصّه و ای غم برو؛ ای شوق و ای شادی بیا
از بهر این ساعت زمان لحظه شماری کرده است 
وز بهر این وصلت زمین نابردباری کرده است
چشم فلک شب تا سحر اختر شماری کرده است
ایوب دهر از شوق امشب، بی قراری کرده است
دست خدا، وجه خدا را خواستگاری کرده است
امشب علی،آن عدل کل بر عق کل داماد شد
شاگرد ممتاز نَبی، داماد بر استاد شد
خوان کرم مخلوق را دعوت به مهمانی کند
صد نعمت از رحمت خدا بر خلق ارزانی کند 
وز طور موسی آمده تا آنکه دربانی کند
آید خلیل،آرد ذبیحِ خود که قربانی کند
یوسف گرفته مِجمر و اسپند گردانی کند
کرّوبیان در هلهله، قدوسیان در همهمه 
عیسی به دنبال علی، مریم کنار فاطمه 
امشب به ملک اهل دل مولی الموالی، والی است
بر سینه غم دست رد زن، شب موسم خوشحالی است
شام سیه بختی شد و روز همایون فالی است
کوثر، کنار ساقی کوثر علیّ عالی است
زهرا به خانه بخت شد، جای خدیجه خالی است
امشب به روی مرتضی، لب های زهرا خنده کرد
آن دل گر از غم مرده بود، از خنده ی خود زنده کرد
میخانه باز و هرکسی جام مکیّف می زند
ناهید، پا می کوبد و تندر به کف دف می زند
رنگین کمان چون مشتری خود را در این صف می زند
لبخند وصل امشب چه خوش کوثر به مصحف می زند
آری نه تنها خاکیان، هر آسمان کف می زند
منشین غمین امشب دلا، شادی دل کن برملا
خیز و مِس خود کن طلا، آیینه ات را ده جلا
عقد علی و فاطمه در آسمان بسته شد 
در آسمان بسته شد در کهکشان ها بسته شد
زین نرگس و سوسن دگر چشم و زبان بسته شد
راه یقین ها باز شد، پای گمان ها بسته شد
بازاریان حُسن را، دیگر دکان ها بسته شد
خورشید و ماه و آسمان، آیینه گردانی کنند
چون در زمین خورشید و ماهی نورافشانی کنند
بزمی که حق آراسته الحق تماشایی بُوَد
جبریل مأمورست و فکر مجلس آرایی بود
میکال از عرش آمده گرم پذیرایی بود
چشم کواکب خیره گر از چرخ مینایی بود
در شهر یثرب لاجرم، خوش گِرد هم آیی بُوَد
خیل مَلک از عرش، سوی فرش فرش آورده اند
بهر جلوس انبیا پَرهای خود گسترده اند
امشب زشادی هر وجودی خویش را گم کند
گردون تماشای زمین با چشم اَنجُم می کند
دریای لطف سرمدی، بی حد تلاطم می کند
اهل زمین را آسمان غرق تَنَعُّم می کند
هر غنچه بهر وا شدن چون گل تبسم می کند
امشب که گاه شادی بی حدّ و بی اندازه شد
با دست جانان دفتر عشق علی، شیرازه شد
امشب صدف، بر گوهری، یک بحر گوهر می دهد
یک گوهر اما از دو عالم پر بهاتر می دهد
صرّاف کل، دردانه ای بر دُرج حیدر می دهد
خود دست دختر را پدر بر دست شوهر می دهد؟
نی نِی، فلک خورشید را بر ماه انور می دهد؟
تبریک گو بر مصطفی جبریل از دادار شد
زهرا امانت باشد و حیدر امانت دار شد
امشب علی در خانه خود شمع محفل می برد
کشتی عصمت، نا خدا را سوی ساحل می برد
مشکل گشای عالمی، حل مسائل می برد
انسان کامل را ببین، با خود مکمل می برد
هم آن به این دل می دهد؛ هم این از آن دل می برد
با نغمه ی جادویی اش، داوود مداحی می کند
با خامه مانی کِی توان این نقش طراحی کند
چشمی ندیده در زمین در هر زمان مانندشان
خورشید و مه تبریک گو بر وصلت و پیوندشان
شادی زهرا و علی پیداست از لبخندشان
لبخندشان دارد نشان از خاطر خرسندشان 
شیعه مبارک باد گو، بر یازده فرزندشان
ای شیعه، دست افشان شو و تبریک بر دلها بگو
بر پای خیز و تهنیت بر مهدی زهرا بگو
ای ساقی کوثر کنار خود بهشتی رو ببین
قامت قیامت را نگر طوبا ببین مینو ببین
زین پس هلال خویش را در آن خَم ابرو ببین
هم روز را در چهره او، هم شب را در آن گیسو ببین
هم لاله زار رو ببین، هم نافه بارِ مو ببین
هر چند ماهِ رُخ عیان امشب به تو آسان کند
روزی رسد کز چشم تو رُخسار خود پنهان کند



موضوعات مرتبط: اشعارشعر
[ پنج شنبه 27 مهر 1391 ] [ 11:26 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

اقدام شایسته تماشاگران کره‌ای پس از شکست (+عکس)

 

ای کاش تماشاگران ایرانی به عنوان مردمی که همواره به فرهنگ خود بالیده اند، چنین رفتارهایی را سرلوحه کارهای خود قرار دهند که البته حمایت مسئولان و فرهنگسازی هم می تواند به این تعامل دامن زند.



موضوعات مرتبط: خبر گزيده
[ پنج شنبه 27 مهر 1391 ] [ 11:19 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]
صفحه قبل 1 ... 91 92 93 94 95 ... 167 صفحه بعد